X
تبلیغات
دیشب خوابم نبرد..

دیشب خوابم نبرد..
 
این آخرین تلاشمه ، واسه بدست آوردنت
باور کن این قلب و نرو ، این التماس آخره
چقدر می خوای تو بشکنی ، غرور این شکسته رو
هر چی میخوای بگی بگو ، اما نگو بهم برو
این دل و عاشقش نکن اگه منو دوست نداری
راحت بگو اگه می خوای قلب منو جا بذاری
دلم پر از شکایته اما صدام در نمیاد
می ترسم از دستم بری کاری ازم بر نمیاد
این آخرین تلاشمه ، واسه بدست آوردنت
باور کن این قلب و نرو ، این التماس آخره
چقدر می خوای تو بشکنی ، غرور این شکسته رو
هر چی میخوای بگی بگو ، اما بهم نگو برو

***نرو نذار که بعد از این دنیا به عشق شک بکنه....
هر کی دلش جای دیگست عشق و بخواد ترک بکنه
نفس زدم از ته دل ...
معصوم این قلب به خدا...
نذار بشه محال واسش باور عشق آدما****

مرگ دلم پایه تو اه ، اگه ازش گذر کنی
لب تر کنی رفیقتم ، کافیه با ما سر کنی
این دل و عاشقش نکن اگه منو دوست نداری
راحت بگو اگه می خوای قلب منو جا بذاری
دلم پر از شکایته اما صدام در نمیاد
می ترسم از دستم بری کاری ازم بر نمیاد
[ شنبه سی ام آبان 1388 ] [ 14:55 ] [ سالار توکلی ]
سرتو بالا بگير تا هنوز دير نشده
تا دلم زير فشار غصه ها پير نشده

سرتو بالا بگير ، من تحملم کمه
توو دلم به حد کافي ، پر غصه و غمه

سرتو بالا بگير ، من کنارتم هنوز
چي آوردن به سرت ، که مينالي شب و روز

سرت رو بالا بگير ، من کنارتم هنوز
چي آوردن به سرت که مينالي شب و روز

من خودم اينجا غريبم ، جز تو هيشکيو ندارم
گل من تحملم کن ، که يکم دووم بيارم

توی لحظه های دلگیر ،این تو خاطرت بمونه
که همون یه قطره اشکت ، زندگیمو می سوزونه

سرت رو بالا بگير ، من کنارتم هنوز
چي آوردن به سرت که مينالي شب و روز

سرت رو بالا بگير ، من کنارتم هنوز
چي آوردن به سرت که مينالي شب و روز

[ سه شنبه بیست و ششم آبان 1388 ] [ 18:11 ] [ سالار توکلی ]


دیگه این غوزك پام یاری رفتن نداره             

لبای خشكیدم حرفی واسه گفتن نداره

چشمای همیشه گریون آخه شستن نداره      

تن خستم دیگه جایی واسه خفتن نداره

 دیگه این غوزك پام یاری رفتن نداره

لبای خشكیدم حرفی واسه گفتن نداره

می خوام از دست تو از پنجره فریاد بكشم        

طعم بی تو بودن رو از لب سردت بچشم

من یه عمریست كه اسیرم زیر زنجیر غمت     

دست و پا غرق به خون شد دیگه بسه دیدنت

 

[ شنبه نهم آبان 1388 ] [ 21:5 ] [ سالار توکلی ]
عشقه دیگه ، فقط یکم پیر شده
از عاشق ها یک خورده دلگیر شده
عشقه دیگه ، فقط تو هیچ قابی نیست
شبیه این عشق های قلابی نیست


[ دوشنبه بیستم مهر 1388 ] [ 15:12 ] [ سالار توکلی ]
حال من دست خودم نیست،

دیگه آروم نمیگیرم...

دلم از کسی گرفته،

که میخوام براش بمیرم

[ چهارشنبه پانزدهم مهر 1388 ] [ 16:28 ] [ سالار توکلی ]
دریا خود خود تویی

که غرق طوفان تو ام

شب غرق زیبایی میشه

وقتی نگاهت می کنم

[ شنبه یازدهم مهر 1388 ] [ 21:13 ] [ سالار توکلی ]

زمستون

 

دیگه فایده ای نداره نگو عاشقی و دلتنگ

 مثل اون وقتای تو منم شدم یه تیکه سنگ

 این افتخار بود واسه من بزارمت روی سرم


.:: در ادامه بخوانید ::.


ادامه مطلب
[ شنبه سی و یکم مرداد 1388 ] [ 22:15 ] [ سالار توکلی ]

به کی داری فکر میکنی


آروم نشستی رو به روم , به کی داری فکر می کنی ؟!

منو گذاشتی نا تموم , به کی داری فکر می کنی ؟!

فکر من همراه توئه , فکر تو همراه کیه ؟!
چشمای اشک آلود تو , باز خیره به راه کیه ؟!

بگو کدوم رویای دور , آشفته حالت میکنه؟!
بهم بگو چشمای کی , غرق خیالت میکنه ؟!

بگو کدوم رویای دور , آشفته حالت میکنه؟!
بهم بگو چشمای کی , غرق خیالت میکنه ؟!

غرق خیال کی شدی , که من به یادت نمیام ؟!
این همه بی توجهی , به من و بغض تو صدام ؟!

هم گریه ی شبهای من , به کی داری فکر می کنی ؟!
مرهم گریه های من , به کی داری فکر می کنی ؟!

آروم نشستی رو به روم رو به روم رو به روم
منو گذاشتی نا تموم , به کی داری فکر می کنی ؟!

بگو کدوم رویای دور , آشفته حالت میکنه؟!
بهم بگو چشمای کی , غرق خیالت میکنه ؟!

بگو کدوم رویای دور , آشفته حالت میکنه؟!
بهم بگو چشمای کی , غرق خیالت میکنه ؟!

غرق خیال کی شدی , که من به یادت نمیام ؟!
این همه بی توجهی , به من و بغض تو صدام ؟!

هم گریه ی شبهای من , به کی داری فکر می کنی ؟!
مرهم گریه های من , به کی داری فکر می کنی ؟!

[ شنبه سی و یکم مرداد 1388 ] [ 22:9 ] [ سالار توکلی ]
دل من


دل من حالش خوشه ...اصلا بلد نيست بگيره...

اما خيلی تنگ ميشه... گاهی می ترسم بميره...
اما بازم به خودش مياد و سوسو ميزنه...
باز حياط خلوت سينمو جارو ميزنه...
می گمش تا كی میخوای عاشق بشی و بشكنی...
به روی خودش نمی ياره... می پرسه بامنی...؟؟!!
با كيم...
با توی عاشق پيشه ی سر به هوا
با توی ديوونه ی در به در بی سر و پا
با تو كه هر چی دارم می كشم از دست توئه
با تو كه هر جا ميرم مسير در بست توئه
كی می خوای دست از سر آبروی من برداری...
كی می خوای عقلی كه دزديدی سر جاش بذاری...
كی می خوای بزرگ بشی سنگين بشينی سر جات...
سر به راه بشی و دنيا رو نذاری زير پات

[ شنبه سی و یکم مرداد 1388 ] [ 22:7 ] [ سالار توکلی ]
دل شکسته




دل من دست بردار
دیگه بسه انتظار
دیگه هی اسمشو
تو به یاد من نیار
اون دیگه نمیاد
عمرتو هدر نکن
دل من.....دل من
منو در به در نکن
دل من دیگه بسه....
آخه اون که  میخوای تو دیگه نمیاد
باید بدونی که یه روزی دوباره اون اگه بیاد
اون وقت می بینی که اون دیگه حتی تورو نمیخواد
دل من.....اینجوری......آخه تنها می مونی
دل من
غم تو...واسه من ....خیلی تلخه
میدونم تنهایی.....آخه تنهایی  سخته
دل من
اگه ما عشق و از سر نگیریم
یه روزی من و تو ،هر دو تنها می میریم
..................
دل من.........اون دیگه نمیاد
 بهتره عاشق بشیم
باز دوباره من وتو
دل من دیگه بسه....
آخه اون که  میخوای تو دیگه نمیاد
باید بدونی که یه روزی دوباره اون اگه بیاد
اون وقت می بینی که اون دیگه حتی تورو نمیخواد
دل من.....اینجوری......آخه تنها می مونی

برای دیدن کامل  شعر به ادامه مطلب بروید....



ادامه مطلب
[ شنبه دهم مرداد 1388 ] [ 18:4 ] [ سالار توکلی ]
دوباره دلم گرفته دوباره ازم تو دوری
بادل و جون تورو میخوام ولی تو مات غروری
دوباره دلم گرفته دوباره تنهام گذاشتی تو چه آسون دل بریدی رفتی وااز من گذشتی
تورو بیشتر از خودم دوستت دارم تو می دونی ولی ترکم میکنی نمی دونی چه جوری عاشقتم بانگاهت داری دیوونم میکنی تو دیوونم میکنی
داری دیوونم میکنی تو دیوونم میکنی
دوباره دلم گرفته دوباره ازم تو دوری
بادل وجون تورو میخوام ولی تو مات غروری
تورو بیشتر از خودم دوستت دارم تو می دونی ولی ترکم میکنی نمیدونی چه جوری عاشقتم بانگاهت داری دیوونم میکنی تو دیوونم میکنی



[ پنجشنبه هشتم مرداد 1388 ] [ 11:33 ] [ سالار توکلی ]

دلم گرفته...

 

با تو شعرام همگي رنگ بهاره

با تو هيچ چيزي دلم کم نمياره

 

وقتي نيستي همه چي تيره و تاره

کاش ببخشي تو خطا هامو دوباره

 

اي خداي مهربون دلم گرفته

از اين ابر نيمه جون دلم گرفته

از زمين و آسمون دلم گرفته

 

آخه اشکامو ببين دلم گرفته

تو خطاهامو نبين دلم گرفته

تو ببخش فقط همين دلم گرفته

 

توي لحظه هاي من شيرين تريني

واسه عشق و عاشقي تو بهتريني

 

کاش هميشه محرم دلم تو باشي

تو بزرگي اولين و آخرينــــــــــي...

 

دلم گرفته...

[ جمعه بیست و ششم تیر 1388 ] [ 10:57 ] [ سالار توکلی ]

عاشقان پنجره باز است اذان مي گويند

قبله هم سمت نماز است اذان مي گويند

عاشقان هرچه بخواهيد بخواهيد خجالت نکشيد

يارما بنده نوازاست اذان مي گويند

عاشقان وقت وضو شد ميل دريا مي کنيم

اسمان را در کف سجاده پيدا مي کنيم

امت عشقيم و در محراب مولامان علي است

سمت ساقي مجلسي مستانه بر پا مي کنيم

ما همه تکبير گويان ما همه گل دسته ايم

ما سراسيمه به عشاق دگر پيوسته ايم

تا اذاني مي وزد از سينه گل دسته اي

ما همه در مسجد چشم تو قامت بسته ايم

عاشقان پنجره باز است اذان مي گويند

قبله هم سمت نماز است اذان مي گويند

[ پنجشنبه چهارم تیر 1388 ] [ 18:18 ] [ سالار توکلی ]

حقیقت داره دل تنگی Lyrics

این آهنگ خیلی به من حس میده!

دلیل اینکه آرومم ، امید لمس دست هاته
همین لبخند پنهانی ، کنار لحن گیراته
دلیل اینکه تنهایی ، همین دست های تنهامه
همین دنیای تاریکم ، همین تردید چشمامه

شبیه حس پژمردن ، دچار شک و بی رنگی (شک و بی رنگی)

من آرومم ، تو تنهایی ، حقیقت داره دلتنگی (دلتنگی)

لالا لالا

هنوزم می شه عاشق شد ، هنوزم حال من خوبه
ببین دنیا پر از رنگه ، هنوزم عشق محبوبه

لالا لالا لالا

تو در گیری ، نمی دونی ، چه رویایی به من دادی
اگه فکر می کنی سردم ، برو رد شو ، تو آزادی (تو آزادی)

نمی دونی چقدر سخته ، تو پشت نبض دیواری
نمی دونم تو این روز ها ، چه احساسی (احساسی) به من داری

شبیه حس پژمردن ، دچار شک و بی رنگی (شک و بی رنگی)

من آرومم ، تو تنهایی ، حقیقت داره دلتنگی (دلتنگی)

لالا لالا

هنوزم می شه عاشق شد ، هنوزم حال من خوبه
ببین دنیا پر از رنگه ، هنوزم عشق محبوبه

لالا لالا لالا

نه اینکه سرد و مغرورم ، نه اینکه دور از احساسم
بذار دست دلم رو شه ، بذار رویا رو بشناسم
تموم شهر خوابیدن ، من از فکر تو بیدارم
یه روز می فهمی از چشمام ، چه احساسی به تو دارم

شبیه حس پژمردن ، دچار شک و بی رنگی (شک و بی رنگی)

من و آرومم ، تو تنهایی ، حقیقت داره دلتنگی (دلتنگی)

لالا لالا

هنوزم می شه عاشق شد ، هنوزم حال من خوبه
ببین دنیا پر از رنگه ، هنوزم عشق محبوبه

لالا لالا لالا

[ سه شنبه هجدهم فروردین 1388 ] [ 19:1 ] [ سالار توکلی ]

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

من سالار توکلی هستم.متولد سال 1374 خورشیدی در منطقه ظفر تهران به دنیا آمدم که الان در شهر هامبورگ سکونت دارم.عاشق این هستم که دل نوشته های خود را به شعر تبدیل کنم و احساس خودم را بیان کنم تا بعدها تبدیل به بغضی نشوند که نشود آن ها را از بین برد.در ضمن لقب شاعری من ساراز هستش. سازم گیتار است و به ورزش هم علاقه دارم.سعی میکنم تا با شاعران رابطه ی نزدیکی داشته باشم و رفتار نوجوانان امروز ایران را اینگونه پاسخ میدهم.آدمی احساسی هستم.اینو از دل نوشته هایم میتوان فهمید.برایم بسیار مهم است تا اشعار و دل نوشته هام درک شوند.


امکانات وب

فروش بک لینکطراحی سایتعکس