شعری از اختفا
کار من نیست که به تو دل بندم
کار من نیست که ازت دل کنم
کار من نیست که در باغ عشق در زمزمه ی گل عطر تو را بجویم
و پروازکنان سوی تو بگردم
کار عشق است که مرا
مجنون تو کرده
مرا این طور محبوس تو کرده
کار دل است که هر بار
با نگاهت گونه هایم سرخ کرده
و هر تبسم تو مرا
به تو عاشق کرده
تهران - اردیبهشت 88
زندگی نامه ی مهرنوش قربانعلی
مهرنوش قربانعلي

متولد:1347 تهران
دانش آموخته ي: كارشناسي زبان و ادبيات فارسي
حضور حرفه اي درمجلات و مطبوعات تخصصي ادبيات از سال 1367 با مجلاتي مانند: دنياي سخن،آدينه،تكاپو ، گردون،دريچه،فرهنگ توسعه،نگاه نو،بايا،نوشتا و...
نمايه ي آثار:
درناتمامي خود (مجموعه شعر) نشر توكا 1377
راه به حافظه ي جهان (مجموعه شعر) نشر نگاه سبز 1380
تبصره (مجموعه شعر) نشر آرويج 1383
_به وقت البرز(مجموعه شعر) نشر آهنگ ديگر 1386
برای دیدن کامل زندگی نامه به ادامه مطلب بروید.
شعر برای روز معلم
زندگی گردید زندان تو ای آموزگار
گشت از نان تهی خوان تو ای آموزگار
زآستین بس گوهر دانش فرو ریزد ولی
عمر خود را صرف طفلان کسان کردی و نیست
هیچ اقدامی نشد از این مقامات رفیع
آقای نوابخش
سخن وبلاگ نویس
اگر عکسی که در پست های قبلی ساخته بودم مشاهده کرده باشید(اگر مشاهده نکردید سریع به
پایین بروید و عکس را پیدا کنید که خیلی زیبا شده) می بینید که به ترتیب از سمت بالا-چپ شروع
کرده ایم و به بیوگرافی آن شاعران می پردازیم.
اگر با ما بوده باشید می دانید که در پست های قبلی زندگی نامه های استاد هوشنگ ابتهاج و استاد
شفیعی کدکنی با هم مرور کردیم. بنده باری دیگر عکس را در این پست قرار می دهم تا با هم مروری
داشته باشیم.خوب!مثل این که نوبتی هم باشه نوبت خانم مهرنوش قربانعلی است.
بنده طی ارتباطی که از طریق ایمیل با ایشان داشتم از سرکار تقاضا کردم تا بیوگرافی خود را در اختیار
ما قرار دهند که ایشان هم لطف کردند و برای ما زندگی نامه و یکی از اشعارشان را در اختیار بنده قرار
دادند. با تشکر از ایشان!منتظر زندگی نامه و شعر این بانوی شعر پارسی باشید.
شعری از فواد خسروشاهی
بهار
مژده دِه اي يار، سوسن آمده
وقت گل از باغ چيدن آمده
وقت فرصت ها غنيمت داشتن
وقت خوبي ها شنيدن آمده
وقت رقصيدن به سان سبزه ها
وقت زيبايي بديدن آمده
وقت آموزش ز آيات خدا
وقت از غم ها رهيدن آمده
وقت حسّ لحظه هاي ماندگار
وقت رنگ سبز ديدن آمده
وقت تزئين ده و شهر و ديار
وقت شهد از گل چکيدن آمده
وقت پيماني دوباره با زمين
وقت دل از خود بريدن آمده
وقت نوروز و بهار و سرو و گل
وقت همچون گل دميدن آمده
وقت خلوت با وجود خويشتن
وقت بر کويش رسيدن آمده
وقت تغيير اي فوأد از اين به آن
وقت سويش پر کشيدن آمده
فواد خسروشاهي
از آقا فواد به خاطر در اختیار گذاشتن این شعر تشکر می کنم!

من سالار توکلی هستم.متولد سال 1374 خورشیدی در منطقه ظفر تهران به دنیا آمدم که الان در شهر هامبورگ سکونت دارم.عاشق این هستم که دل نوشته های خود را به شعر تبدیل کنم و احساس خودم را بیان کنم تا بعدها تبدیل به بغضی نشوند که نشود آن ها را از بین برد.در ضمن لقب شاعری من ساراز هستش. سازم گیتار است و به ورزش هم علاقه دارم.سعی میکنم تا با شاعران رابطه ی نزدیکی داشته باشم و رفتار نوجوانان امروز ایران را اینگونه پاسخ میدهم.آدمی احساسی هستم.اینو از دل نوشته هایم میتوان فهمید.برایم بسیار مهم است تا اشعار و دل نوشته هام درک شوند.