شعری زیبا از نگین وضعی
انتظار
باز هم شب آماده
شب لباس سیاهه خود را به تن کرده
سیاه تر از همیشه
همه خوابند
ولی چشمهای من خواب را نمیخواهند
من از شب هراسانم
ستاره ای دیگر نیست
مهتاب هم بخواب رفته
من بیدار به انتظار مهتاب
شبی مهتاب خواهد آمد
باز هم انتظار
چند سال از این انتظار میگذرد؟
ده، بیست، سی،......
+ نوشته شده در سه شنبه دوازدهم آبان ۱۳۸۸ ساعت 16:52 توسط سالار توکلی
|
من سالار توکلی هستم.متولد سال 1374 خورشیدی در منطقه ظفر تهران به دنیا آمدم که الان در شهر هامبورگ سکونت دارم.عاشق این هستم که دل نوشته های خود را به شعر تبدیل کنم و احساس خودم را بیان کنم تا بعدها تبدیل به بغضی نشوند که نشود آن ها را از بین برد.در ضمن لقب شاعری من ساراز هستش. سازم گیتار است و به ورزش هم علاقه دارم.سعی میکنم تا با شاعران رابطه ی نزدیکی داشته باشم و رفتار نوجوانان امروز ایران را اینگونه پاسخ میدهم.آدمی احساسی هستم.اینو از دل نوشته هایم میتوان فهمید.برایم بسیار مهم است تا اشعار و دل نوشته هام درک شوند.