من هنوز مرد نشده ام


من هنوز مرد نشده ام

وقتی اشک های دوستانم مرا بی تاب می کند

من هنوز مرد نشده ام

من سختی نکشیده ام

زمانی که در رفاه بودم

دوستانم را به شدت می زدند

و من در آسایش خوشه ی انگوری را به اتمام می رساندم

و من نمی دانستم که سختی چیست

دگر ادعای مرد بودن ندارم

دگر ادعای پختگی ندارم

تجربه هایم فراوان است اما

سختی نکشیده ام

من هنوز مرد نشده ام


هامبورگ - آذر 1388