1 / 10 / 88
دیگر فقط می خواهم بنویسم. کاری به وزن ندارم. می خواهم هر چه در دل دارم بروز دهم و ذره ای بر جا نگذارم. حوصله ی عجیبی دارم. نوشته هایم سطحی شده است. بار ادبی ندارد. شاید! شاید هم این اخلاق همیشگی من است که همیشه خود را پایین می بینم اما ، اما نگاهم به بالاست. به افق ها ، به آسمان هاست.. و آن گاه است که پیشرفت می کنم. و آن گاه است که می فهمم سهراب چه قدر به خدا نزدیک بود. و آن گاه است که می فهمم فروغ چه حقیقتی را می دانست. نوشته هایم را دور بریزید. من بر دامان ستاره ها چنگ زده ام و جدا نخواهم شد. نوشته هایم را بسوزانید که لکه پراکنی هایی بیش نیستند و حیف درخت که حروم نوشته های سبک بال من می شود. آری! من خود را یافته ام. کار هایم سطحی است ، تحسینم نکنید. من هنوز باید بالا بروم. باید پله ها را بالا بروم و با هر سقوط زمان از من گرفته خواهد شد. راهنما می خواهم. باید به سهراب تکیه زنم و فروغ را سرلوحه خود قرار دهم و حقیقت خود را در اشعار مشیری و اخوان بجویم. آری! من راه خود را یافته ام و با سرعت می تازم. تولدی دیگر! حمله ی واژه به فک شاعر! فتح یک قرن به دست یک شعر!
+ نوشته شده در پنجشنبه سوم دی ۱۳۸۸ ساعت 16:15 توسط سالار توکلی
|
من سالار توکلی هستم.متولد سال 1374 خورشیدی در منطقه ظفر تهران به دنیا آمدم که الان در شهر هامبورگ سکونت دارم.عاشق این هستم که دل نوشته های خود را به شعر تبدیل کنم و احساس خودم را بیان کنم تا بعدها تبدیل به بغضی نشوند که نشود آن ها را از بین برد.در ضمن لقب شاعری من ساراز هستش. سازم گیتار است و به ورزش هم علاقه دارم.سعی میکنم تا با شاعران رابطه ی نزدیکی داشته باشم و رفتار نوجوانان امروز ایران را اینگونه پاسخ میدهم.آدمی احساسی هستم.اینو از دل نوشته هایم میتوان فهمید.برایم بسیار مهم است تا اشعار و دل نوشته هام درک شوند.