شعری از اختفا
آینده
کوچه ها خالی از عشق
چراغ ها خاموش است
پرندگان خاموش شده اند
کوچه از اشک آسمان تر شده است
اینجا گوشه ای از اکنون است
در شگفتم که چه آرام شده اند
آن صدای بچه های توی کوچه
و همان دورگرد قدیمی آوازخوان
همه و همه خاموش شده است
اینجا
جایی از ادراک تهی یک نوجوان است
عشق طرد شده است
خاطره ها ز یاد رفته است
و خدا اینجا را فراموش کرده است...
نکند ز یاد ببریم گذشته ها را...
آینده این چنین است...
هامبورگ - اسفند 1388
+ نوشته شده در پنجشنبه ششم اسفند ۱۳۸۸ ساعت 17:42 توسط سالار توکلی
|
من سالار توکلی هستم.متولد سال 1374 خورشیدی در منطقه ظفر تهران به دنیا آمدم که الان در شهر هامبورگ سکونت دارم.عاشق این هستم که دل نوشته های خود را به شعر تبدیل کنم و احساس خودم را بیان کنم تا بعدها تبدیل به بغضی نشوند که نشود آن ها را از بین برد.در ضمن لقب شاعری من ساراز هستش. سازم گیتار است و به ورزش هم علاقه دارم.سعی میکنم تا با شاعران رابطه ی نزدیکی داشته باشم و رفتار نوجوانان امروز ایران را اینگونه پاسخ میدهم.آدمی احساسی هستم.اینو از دل نوشته هایم میتوان فهمید.برایم بسیار مهم است تا اشعار و دل نوشته هام درک شوند.